تعلیم و تربیت چیست؟
گفتار اول : پرورش عقل
تعلیم و تربیت چیست؟
تعلیم یعنی یاددادن و آموزش چیزی به دیگران
تعلیم از دیدگاه شهید مطهری : هدف معلم اينست كه نيروى فكرى متعلم را پرورش و استقلال بدهد و قوه ابتكار او را زنده كند
تربیت یعنی شکوفا کردن و رشد دادن
تربیت از دیدگاه شهید مطهری : در پرورش(تربیّت) هدف رشد دادن و شکوفایى همه قابلیتها و تواناییهاى بالقوه انسان است .
علم از دیدگاه امام علی (ع)
العلم علمان, علم مطبوع و علم مسموع ولا ينفع المسموع اذا لم يكن المطبوع ( 1 ) . علم دو علم است , يكى علم شنيده شده , يعنى فرا گرفته شده از خارج , و ديگر علم مطبوع .
علم مطبوع يعنى آن علمى كه از طبيعت و سرشت انسان سرچشمه مى گيرد , علمى كه انسان از ديگرى ياد نگرفته و معلوم است كه همان قوه ابتكار شخص است
انواع علم از دیدگاه شهید مطهری
شهید مطهری براساس حدیث شریفه طلب العلم فريضة على كل مسلم علم را به دو نوع تقسیم می کند : بعضى از علمها واجب عينى است و بر هر فردى واجب است , و بعضى از علمها واجب كفائى است به اعتبار اينكه مقدمه يك واجب[ كفائى] است و مقدمه واجب , واجب است . بنابراين , جاى شك و شبهه در اين جهت نيست چون بعضى ها مى گويند اين علمى كه واجب است فقط و فقط اختصاص دارد به علوم دينى , يعنى علومى كه موضوع آن علوم , مسائل دينى است , يعنى آموختن خود دين .
گفتار دوم : تربیت عقلانی انسان
ویژگی های تربیت عقلانی انسان به شرح زیر می باشد :
1- عقل بايد غربال كننده باشد
يكى از بارزترين صفات عقل براى انسان همين تمييز و جدا كردن است , جدا كردن سخن راست از سخن دروغ , سخن ضعيف از سخن قوى , سخن منطقى از سخن غير منطقى , و خلاصه غربال كردن . عقل آنوقت براى انسان عقل است كه به شكل غربال دربيايد , يعنى هر چه را كه وارد مى شود سبك سنگين كند , غربال كند , آنهايى را كه به درد نمى خورد دور بريزد و به درد خورها را نگاه دارد
2- آخربينى
يكى ديگر از خواص عقل كه تربيت عقل افراد بايد بر اين اساس باشد مسأله آينده را به حساب آوردن است كه روى اين مطلب نيز در تربيتهاى اسلامى زياد تكيه مى شود كه خودتان را در زمان حال حبس نكنيد , به آينده توجه داشته باشيد و عواقب و لوازم و نتايج نهائى كار را در نظر بگيريد . پیامبر (ص) : اذا هممت بامر فتدبر عاقبته (( هر كارى را كه به آن تصميم مى گيرى , آن آخرهايش را نگاه كن ))
3- لزوم توأم بودن عقل و علم
|
1 |
4- آزاد كردن عقل از عادات اجتماعى
مطلب ديگر مسأله آزاد كردن عقل است از حكومت تلقينات محيط و عرف و عادت و به اصطلاح امروز از نفوذ سنتها و عادتهاى اجتماعى و به تعبير عربهاى امروز از ايحاءات اجتماع ( و حيهاى اجتماعى ) . حضرت اينجور مى فرمايد : يا هشام ثم ذم الذين لا يعقلون فقال : (( واذا قيل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفينا عليه آباءنا او لو كان آباءهم لا يعقلون شيئا و لا يهتدون )) ( 1 ) .
قرآن اساسش بر مذمت كسانى است كه اسير تقليد و پيروى از آباء و گذشتگان هستند و تعقل و فكر نمى كنند تا خودشان را از اين اسارت آزاد بكنند . هدف قرآن از اين مذمت چيست ؟ هدف قرآن تربيت است . يعنى در واقع مى خواهد افراد را بيدار كند كه مقياس و معيار بايد تشخيص و عقل و فكر باشد نه صرف اينكه پدران ما چنين كردند ما هم چنين مى كنيم
5- پيروى نكردن از اكثريت
انسان نباید طوری باشد که راهی را که چون اکثریت آن رفتند او نیز آن راه را برود . ( وان تطع اكثر من فى الارض يضلوك عن سبيل الله )
6- تأثير ناپذيرى از قضاوت ديگران
مسأله ديگر كه باز مربوط به تربيت عقلانى است اين است كه قضاوتهاى مردم درباره انسان نبايد براى او ملاك باشد . اينها يك بيماريهاى عمومى است كه اغلب افراد كم و بيش گرفتارش هستند . اينكه انسان در مسائلى كه مربوط به خودش است تحت تأثير قضاوت ديگران قرار بگيرد[ صحيح نيست] و به ما گفته اند : هرگز تحت تأثير قضاوت و تشخيص ديگران نسبت به خودتان قرار نگيريد .
روح علمی
عالم واقعى آن كسى است كه روح علمى توأم باشد با علمش .
مقصود از روح علمى چيست ؟ مقصود اينست : علم اساسا از غريزه حقيقت جوئى سرچشمه مى گيرد . خداوند انسان را حقيقت طلب آفريده است , يعنى انسان مى خواهد حقايق را آنچنان كه هستند بفهمد , مى خواهد اشياء را همانطور كه هستند بشناسد و درك كند , و اين فرع بر اين است كه انسان خودش را نسبت به حقايق بى طرف و بى غرض نگاه دارد .
در حديثى آمده است كه : العلم على ثلاثة اشبار يعنى علم سه وجب است , يا سه قطعه است , يا سه مرحله است :
1- تكبر در مرحله اول , تكبر به انسان دست مى دهد , خيال مى كند كه ديگر تمام حقايق عالم را مى داند
2- تواضع در مرحله دوم مى فهمد كه نه , اينطور هم نيست , مى آيد پايين و كوچك مى شود ,
3- در مرحله سوم مى فهمد كه نسبت به آنچه بايد بداند هيچ نمى داند .
بنابراين در تعليم و تربيت بايد به متعلم روح علمى داد يعنى نبايد توجه فقط به اين باشد كه او دانا بشود , بلكه همچنين بايد كارى كرد كه روح حقيقت جوئى و عارى از بيماريهايى كه انسان را از حالت حقيقت جوئى منحرف مى كند يعنى تعصبها , جمودها , غرورها و تكبرها در او پديد آيد . اينها را بايد دور كرد تا متعلم با روح علمى بار بيايد
گردآورندگان :
|
2 |
www.technology-sari91.mihanblog.com